در بند اوهام و فریب ـ سروده از محترم ف .بری

در بند اوهام و فریب ـ سروده از محترم ف .بری

 

دور فلک زفتنه فسرده ست جان ما

مارا برون نموده به موهوم ،ز آن ما

وابسته بر فسانهء تقلیـــــد و ماجرا

بر ما دمند چو نی، سرود و بیان ما

بر دست شبروان جاهل فتاده است

نظم امور میهـــــن و امن و امان ما

هر یک تنیده حالهء از مکر و از ریا

با جیفهء زچور و چپاول ز خوان ما

فکر رسا و همت فرزانه نارساست

بر گوش ناشنا زرمز زمـــــان ما

کی ره بریم به روشنیی امن و ارتقا

گر جلوهء زعشق نه افتد به جان ما

حب وطن و عشق به انسان کند بری

آزاده از مهیب تعــــــلق گمــــان ما

Related posts