اولیگارشی* وطن وملیت نمی شناسد- دکتر سیداحمد جهش

jahesh

 

 

تحلیلی بریک خبر

خبری در رسانه های روسی به دست نشر رسید که آقای پوتین فرمان تسهیلات برای صدور پاسپورت روسی را برای شهروندان افغانستان، سوریه، عراق… امضاء کرده است

 

موجزانکه:

برعلاوه مردمان جمهوری های لوگانسک ودنیسک واوکرائین اگربخواهند میتوانند شهروند روسیه شوند.

همچنان افرادیکه درجمهوری سوسیالیستی فدراتیف روسیه شوروی تولد شده اند، یااتباع اتحاد شوروی پیشین بوده اند، میتوانند باهمسر، فرزندان واقارب شان ازاین تسهیلات مستفید گردند.

بعدازمطالعه این خبرخواستم دریابم که، چه راز پنهان و مرام مهمی درعقب این فیصله مهم نهفته است؟

 اینک بعدازتعقل وتفکرزیاد به تحلیلی دست یافتم که میخواهم باخوانندگان محترم آن را شریک سازم.

ضرورت به رشد وانکشاف اقتصادی ورسیدن به ذروه یا قله ی حاکمیت وفرمانروائی، استعماروکپیتالیزم را واداشت تابه شکل مستقیم وغیرمسقیم یک سلسله مهاجرتها وترافیک انسانها را به راه اندازند. چنانچه بطورنمونه ازانتقال ملیتهای مختلفه اروپائی وغلامان افریقائی توسط استعماریون انگلیسی، فرانسوی واسپانوی به قاره امریکا، انتقال هندوها به جزایرفیجی وافغانها با شترهای شان به استرالیا واستقبال ازسیکها وچینایا درکانادا توسط استعمار انگلیس جهت بهره کشی اقتصادی وسیاسی میتوان نامبرد.

بعد ازجنگ جهانی دوم تشویق مهاجرت ومهاجرپذیری شکل مدرن وسرعت بیشترکسب نموده پذیرش اشخاص درممالک اروپای غربی وامریکای شمالی درچوکات یک سیاست رسمی به نام مولتی کلچرالیزم یا چند ین فرهنگی پیش برده میشود. هدف این سیاست را دفاع ازحقوق بشر، مبارزه با رسیزم ودفاع ازحقوق اقلیتها قلمداد میکنند وکسانی را به حیث مهاجرمی پذیرند که دروطن شان به اصطلاح تحت فشارنژادی، قومی، زبانی وسیاسی قرارداشته باشند. می بینیم که روی صحنه خیلی انسانی ومقبول آرایش شده است اما درعقب پرده تلک بزرگی گذاشته اند که دارای اهداف شیطانی ذیل میباشد:

– تبدیل ممالک عقب مانده به دوزخ شهروندانش توسط جنگ وتروریزم اکثرن با استفاده ازمزدوران بومی. این روال همین اکنون در کشور مان تحقق می پذیرد.

– فراردادن، استخدام وتصاحب نیروی جوان وارزان کارممالک متذکره.

– فراردادن و تصاحب مغزهای تعلیم دیده دول عقب مانده ودرنتیجه بی ثباتی سیاسی واجتماعی ممالک مذکور. ( ممالک مذکور را ازاحترام روبه انکشاف مینامند ولی صد سال گذ شت هیچیک شان انکشاف نکرد. افغانستان، عراق، لیبیا وسوریه را که انکشاف میکرد تباه ساختند)

– تغییرنسل ودیموگرافی ممالک کپیتالستی مخصوصن اروپائی.

غرب درزمان جنگ سرد ازتکتیک پناهنده پذیری درفراردانشمندان اتحادشوروی استفاده اعظمی نمود.مخصوصن درمسئله افغانستان تحفه عظیمی چند ملیونی اتباع افغانستان را به قسم گوشت دهن توپ تصاحب گردید. مخالفین دولت جمهوری دیموکراتیک افغانستان بنابربیسوادی سیاسی وعلاقه مفرط شان به دالروکلدار کمربه نابودی وطن ومردم خود بسته به مثابه افراد خائین به وطن خودرا تسلیم سازمانهای جاسوسی امپریالستی نموده درطول چهل سال همه پلانهای استعماروامپریالسم رادروطن ما عملی کردند واکنون نسل جوانی ازنورچشمی های خودرا جهت خد مت به اجانب تربیه وآماده مینمایند. زیرا این قشرفروخته شده ونوبه دوران رسیده به وطن ومردم علاقه نداشته موجودیت ومنفعت خودرا دراشغال وحضورنظامی خارجی می بیند.

اکادمیک اندری فورسف محقق ومورخ روسی رول مهاجرپذیری را توام با تبلیغات وتاثیرروانی اشغال درتغییرنسل ودیموگرافی ممالک اروپائی برجسته ساخته میگوید که چرچل نخست وزیرانگلیس درزمان جنگ عمومی دوم گفته بود که هدف ما ازبین بردن هتلرو رایش سوم نیست، بل مامیخواهیم که ازعودت روح شیلرجلوگیری نمائیم. ( فریدریک شیلرشاعرونویسنده قرن هجدهم جرمنی که آثارش مبلغ آزادمنشی، شجاعت ووطندوستی است ).

بدین اساس بعد ازجنگ عمومی دوم ده ها هزارجوانان ترکی، شمال افریقا وشرق میانه را به جرمنی آوردند که اثرآنرا بالای روحیه ونسل جرمنی بعد ازبیشترازهفتادسال اشغال توسط انگلیس وامریکا درسروی ذیل میتوان دید.

 قرارسروی، سی فیصد مردان جرمنی نمیخواهند ریسک نموده ازدواج کنند.

 چهل فیصد ازمردان تربیه اطفال رادرخانه نسبت به کاربیرون ترجیح میدهند.

اگرزن یک مردجرمنی مورد تجاوزقرارگیرد، مردبه عوض دفاع ومداخله مستقیم میرودتابه پولیس تیلفون نماید.(این است نتیجه اشغال که هوشدارمهمی به تمام مردم افغانستان میباشد).

البته ایجاد عمدی ملیونها نفرجلای وطن توسط دیپ ستیت وپادوهای امپریالستی وبومی شان

وپناهنده گی ملیونها افراد جوان درسالهای اخیربه اروپا باعث میشود تا نسل هاودیموگرافی جوامع بومی اروپائی دستخوش تغییرات عمیق وبنیادی گردد.

بعد ازاین مقدمه میرویم به سراغ فرمان ولادمیر پوتین درمورد تابعت روسیه.

قراریکه ازنشرات رسانه ها وتحلیل های پژوهشگران روسی برمیاید قدرت اقتصادی ومطابق به آن قدرت سیاسی درروسیه مربوط به اولیگارشی روسیه وحامیان خارجی شان میباشد. هنوزواضحن نمیتوان ادعا کرد که ولادمیرپوتین دست نشانده وجزء اولیگارشی است ومردم روسیه راباحرافی ووعده های سرخرمن به یاد بهشت موعود یا خارماهی فریب میدهد، یا واقعن مستقل میباشد وچیزی درآستین دارد. اگرمستقل میبود باید سالها قبل مانع فرارسرمایه ازروسیه میشد، بانک مرکزی روسیه را که وابسته به فدرال ریزف امریکا است ( فدرال ریزف یا بانک مرکزی امریکا یک موسسه شخصی دیپ ستیت است ) مستقل میساخت وازنفوذ بانک جهانی وصندوق بین المللی پول دراقتصاد روسیه جلوگیری میکرد یا اقلن آنرا محدود میساخت. ویا برعکس شاید پوتین بنابرملحوظاتی محتاطانه عمل مینماید ونمیخواهد که یک دیپ ستیت خشمگین جنگ داخلی رادرروسیه مشتعل سازد. به هرصورت امورمملکت خویش خسروان دانند.

اولیگارشی روسیه مشتمل ازدوگروپ است

که یکی را وطنی ودیگررا دلال میخوانم

اولیگارشی وطنی علاقه دارد اموراقتصادی وسیاسی روسیه رامستقلانه پیشبرده ازنفوذ خارجی جلوگیری نماید. اما اولیگارشی دلال میخواهد همه چیزروسیه را باخارجی ها یکجا تاراج کرده، پولها راانتقال وازروسیه فرارنماید.

اکنون که سی سال ازتولد نا میمون سیستم سرمایه داری روسیه این فرزند نا مشروع گرباچف میگذرد،هنوزهم این نوع سیستم سرمایه داری را سیستم تبهکاری میگویند. چه درممالکی به مراتب کوچکتر سرمایه داری مانند ناروی، سویدن و دنمارک، مردم عادی درمقایسه باروسیه زندگی آبرومند ترداشته و در سطح بلند رفاه عامه زندگی می کنند. فعلن درروسیه ملیونها انسان زیرخط فقرقراردارند ولی اولیگارشی روسیه روزانه صدهاملیون دالررا ازحساب معادن وبانکها سرقت کرده به خارج انتقال میدهد.

مردم روسیه که هفتاد سال را دریک جامعه عادلانه باداشتن کاروسرپناه ازمعارف وکمکهای طبی رایگان برخورداربودند، تدریجن همه این ضروریات زندگی راازدست داده اند.

 روسها به این عقیده اند که همه منابع طبعی زیرزمینی وروی زمین مال مردم است ازاینروخصوصی سازی راغیرعادلانه، نامشروع ودزدی درروزروشن تلقی کرده عاملین آنرا ابدن نمیبخشند.( دراینجا میتوان تشابه وضع روسیه را با افغانستان مشاهده نمود. طوریکه دیده میشود دراکثرصفحات قران کریم ازعدالت، مساوات، انصاف، حلال وحرام ، جامعه عادلانه وبیت المال سخن رفته است ازاینرومردم افغانستان باپیروی ازتعلیمات قرآنی همه دارائی های عامه ومنجمله منابع طبعی وطن را مال بیت المال دانسته تصاحب آنرا توسط اشخاص انفرادی مشروع نمیدانند ازاینرومردم کسانیرا که باخدعه و فریب، رهزنی ودزدی، قتل وکشتار و تهدیدبا اسلحه دارائی های عامه راغصب نموده زراندوزی کرده اند ابدن نمیبخشند وخصوصی سازی های راکه به غبن صورت گرفته حرام شمرده کاریهود ونصارا وضداسلامی میدانند ).

به اساس آنچه درفوق نگاشته شد سه علت عمده را درعقب فرمان پوتین میتوان مشخص نمود.

  1. نا رضایتی عمومی ازرژیم با 68 فیصد مردم که خواهان عودت به سوسیالیزم ویا نوعی ازجامعه عادلانه میباشند. گرچه منافع مشترک اقتصادی ملیت های مختلف رادریک طبقه کنارهم جمع میکند باآنهم مردمانیکه عقیده، زبان وفرهنگ مشترک دارند زودتر کنارمیایند، انقلاب میکنند، حکومت هاراسقوط میدهند وحماسه می آفرینند. ولی ازیک جامعه مولتی کلچرال یابه اصطلاح چهل پدره نمیتوان توقع بزرگ داشت.
  2. وضع موجود رژیم راخیلی به تشویش انداخته است چه درصورتیکه اگرمردم وسیعن وبه صورت جدی به کوچه ها میریزند رژیم باید یا به خواسته های مردم لبیک گوید و یا آماده جنگ داخلی باشد. بناا جهت حل این پرابلم اولیگارشی روسیه میخواهد ازسیاست مولتی کلچرالیزیم استفاده نموده تاچندسال آینده ملیونها مهاجرراتبعه روسیه ساخته، بافت قومی ودیموگرافی جامعه روسی را تغییر داده وبه حساب تفرقه اندازوحکومت کن جلوهرنوع شورش وانقلاب را بگیرد. وآن که این اقدام چه آسیبی به موجودیت، اصالت، هویت ورسالت ملت روس میزند مورد تشویش اولیگارشی نمیباشد. بناا میگویند سرمایه وطن ندارد. هرجای که منفعت داشت آنجا وطنش است.
  3. عدم رشد وازدیاد نفوس روسیه میتواند یکی ازعلل فرمان پوتین باشد. چه بعدازآنکه اتحاد شوروی توسط خائین ترین رهبرشوروی وباند جنایتکارش سقوط داده شد، ساختاردولتی روسیه ازهم متلاشی گردید. باند های تبهکار دولتی مصروف چوروچپاول شدند، صنایع متوقف، مردم ازبیکاری فقروگرسنگی به خارج فرارنمودند، قریه ها وقصبه ها ازسکنه خالی، ورشکستگی خدمات صحی وحمایه طفل ومادرباقحطی وقیمتی دست بهم داده وفیات ومرگ ومیراطفال را بلند برد. درنتیجه نفوس روسیه تقلیل یافت که تاحال سیرسریع سعودی ندارد.
  4. انتخاب افراد ازممالک چون افغانستان، عراق، سوریه ویمن برای تابعت روسیه هم مفهوم خاص خودرادارد. زیرا ساختار دولتی ممالک مذکورنسبت مداخله امپریالیزم جنایتکارامریکا وخیانت پادوها ونوکران بومی اش ازهم پاشیده وممالک مذکورنمیتوانند آنهمه نیروی مستعد به کاررا جذب نمایند. درنتیجه زمینه برای روسیه مساعد شده است تا آنهارا که شاید یک تعداد شان تحصیل کرده های روسیه باشند به تابعت خود بپذیرد وسیمپتی بیشترجهانیان را جذب نماید. ازجانب دیگر طوریکه به مشاهده میرسد ساکنین منطقه معتدله کره زمین بنابرمساعدت آب وهوا مردمان شجاع، زحمتکش، جنگی وسخت جان، ذکی وهوشیاراند که زن ومرد ازقدرت والای بارآوری وبارداری برخوردارمیباشند وبطورمتوسط هرخانواده سه یاچهارطفل میاورد. شاید ( دی ان ای ) شان مورد توجه اولیگارشی روسیه قرارگرفته است.
  5. تهدید واحتمال حمله خارجی بالای روسیه نیزیکی ازعواملی است که روسیه باید درموردنفوس خودفکرنماید. روسیه مانند افغانستان نسبت غنای منابع طبعی اش هدف تیربلاست. روسیه ازطرف غرب توسط قوای متخاصم ناتو احاطه وتحت تهدید است. ساحه وسیع سایبریا وشرق دور روسیه ازگزند همسایه پرنفوسش یعنی چین مصون نیست. درصورت جنگ چین میتواند بایک ارتش ده ملیونی سایبریا وشرق دور روسیه را درظرف چندروزتسخیرنماید. بناا روسیه باید به هرشکل ممکن نفوس خودرا ازیاد بخشد.

+++

با تشکرازدوست گرامی ام، دیپلومات، تحلیل گرسیاسی ونویسنده، جناب سلیمان کبیر نوری

که پیام شان در مورد، انگیزه تحریراین مقاله شد.

منابع:

*https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5cc9899f9a79470458b36641

**اولیگارشی به قدرت مطلقه سرمایه واولیگارش به سرمایه دارانی اطلاق میگردد که قدرت سیاسی رابدست دارند.

https://www.youtube.com/watch?v=QxI83fgN7jQ

سند و مدرک در مورد، بانک مرکزی روسیه یکی از بخش هایی از بانک مرکزی امریکا:

Центральный Банк РФ. Вот кому принадлежит Центробанк России

 

https://www.youtube.com/watch?v=C5kJW2P4OeU&t=1s

سند دوم:

Если Путин попытается национализировать ЦентроБанк

 

https://www.youtube.com/watch?v=VpI1s8J7OaU

 

 

//

https://www.youtube.com/watch?v=iT6dhQvCYaQ

Related posts