روز پدر به همه مبارکباد – عبدالوکیل کوچی

kochii

 

سروده هایی در وصف مقام پدر

 

پدری را دیدم

که شب و روز گهر میبارید

به علاج تب جانکاه پسرش می نالید

هرقدر داشت زخود سیم وزرش

همه را کرد فدای پسرش

لیک از گردش معکوس قضا

هرچه کوشید، نشد درد ، دوا

آخرالامر پسری بیمارش

از جهان رفت و زحال زارش

پس از آن لحظه که با حق پیوست

قلب پرخون پدر نیز شکست

هردو زین عالم فانی رفتند

هردو بیچاره بحق پیوستند

*********

پدری را میشناسم

که شب و روز در اندیشه فرزندانش

در غم جنگ و دل سوخته وبریانش

می هراسید زاوضاع شب وروز

چشم بر راه پسر بود هنوز

عطش دیدار پسر داشت مدام

از سر صبح سحر گاه تا شام

ناگهان تک تک در را بشنید

دید در کوچه که تابوت شهید

غرق در خون شده جسم پسرش

هم در آندم بسپرد جان پدرش

ای پدر نام تو جاویدان باد

یاد تو خاطره ی تا بان باد

*******

پدر

ای پدر جان

بشما وبتمام پدران باد سلام

پدر م ، راهبرم

پدرم ، تاج سرم

حامی و داد گرم

در رهت جان سپرم

بودم از بود توهست

هر رگ وتارمن از پود تو هست

حرف تو پرورش روح تنم

لطف تو قوت جان و بدنم

پدرم مظهر هستی وامید

مهر تو پرتو دنیای سپید

دید تو چشمه خورشید بهار

دست تو شاخه سبز پربار

تکیه گاهم تویی چون کوه بلند

دستگیرم تو درین راه وروند

بهر آرامش من هر نفسی در کاری

کار بی عوض ومجانی وخدمتگاری

من یکی شاخه سبزم وتویی باغبانم

من همان غنچه تویی بستانم

من چو جان پر رنج و تویی درمانم

پس چرا در یکی از برهه ی سال

و فقط یک روزی

ثبت با نام پدر باشد وآنروزی پدر

نام پاک پدر و موقف والای پدر

آنقدروصف بزرگ است

که در هر روزی

ساعت ولحظه

و درهر نفسی

میباید

نام زیبای پدر

 ورد زبانها

باشد

عبدالوکیل کوچی

Related posts